این روزها
قند عسلای ما هر روز با کارای جدیدی که انجام میدن بیشتر و بیشتر از من و بابایی دلبری میکنن از قسمت خوبش که بخوام شروع کنم اینه که ملیکا جونی بعد از گفتن کلمه دد.. کلمه بابا رو گفت که حسابی بابا نادر رو خوشحال کرد مخصوصا اینکه ماهانی هم همزمان با ملیکا شروع به گفتن بابا کرد اما امروز دخملکم با ماما گفتنش حسابی غافلگیرم کرد که میخواستم همون لحظه بخورمش. ماهان علاقه زیادی به راه رفتن داره به همین خاطر در طول روز باید چندین بار دستای کوچولوشو بگیرم تا راه بره و ملیکا کاملا داره تلاش میکنه تا با گرفتن هر چیزی بتونه بایسته. شیطنت این وروجکا داره هر روز بیشتر میشه و اگه مامانی هیچکی رو واسه کمک نداشته باش...
نویسنده :
مامان
10:14









